مراسم کامل اسکار ۲۰۰۹ مراسم کامل اسکار ۲۰۰۹
مراسم کامل اسکار ۲۰۰۹ به همراه فیلم زاغه نشین با زیر‌نویس فارسی
آموزش نفوذ در دلها
روشهای موثر ایجاد علاقه و اصول برقراری روابط صمیمانه را بیاموزید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 13 تیر ماه سال 1388


 کیکاووس زیاری: مهتاب کرامتی، بازیگر جوان و مطرح سینما، سال 1375 وارد کلاس‌های بازیگری امین تارخ شد و شش ماه بعد، برای بازی در مجموعه تلویزیونی تاریخی «مردان آنجلس» انتخاب شد. او دوازده سال است که در رشته سینما فعالیت دارد، ولی با وجود بازی در فیلم‌ها و مجموعه‌های دیگر، هنوز هم خیلی از مردم او را با همین مجموعه می‌شناسند. «مردی از جنس بلور» اولین فیلم ‌سینمایی اوست.در این سال‌ها او در فیلم‌هایی مثل «مرد بارانی»، «مومیایی 3»، «بهشت از آن تو»، «ملاقات با طوطی»، «هشت پا»، «حس پنهان»، «زن‌ها فرشته‌اند» و «رستگاری در هشت و بیست دقیقه» بازی کرده است. بازی در مجموعه «خاک سرخ» ابراهیم حاتمی‌کیا در کنار پرویز پرستویی، از دیگر کارهای مطرح تلویزیونی این بازیگر است.

او سال قبل چهار فیلم سینمایی روی پرده داشت که در آنها نقش‌های متفاوتی را تجربه کرد. در آخرین روزهای سال قبل برای فیلم «بیست» (ساخته عبدالرضا کاهانی) جایزه بهترین بازیگر زن نقش مکمل را از جشنواره فیلم فجر گرفت. این فیلم نوروز امسال روی پرده سینماها رفت. او در این فیلم با چهره کاملاً متفاوت، نقش زنی از محله های پایین شهر را بازی می کند که به دلیل بسته شدن رستورانی که در آن کار می کند ، بیکار می‌شود. کرامتی در کنار فعالیت‌های هنری خود، نماینده سازمان یونیسف در ایران هم هست. او که این فعالیت را جزء دغدغه‌های اصلی خود می‌داند، وقت زیادی را صرف آن می‌کند و دوست دارد که سینما و هنرهای دیگر را با فعالیت‌های یونیسف پیوند بدهد. زمانی که قرار شد «دوچرخه» گفت‌وگوی اختصاصی با مهتاب کرامتی داشته باشد، او در یکی از سفرهای کاری یونیسفی خود به چند نقطه ایران بود. به همین دلیل در کنار صحبت در باره همکاری او با یونیسف، در باره این سفر هم حرف زده‌ایم. مثل تمام گفت‌وگوهای ویژه قبلی دوچرخه با هنرمندان، محور اصلی صحبت با کرامتی هم دوران کودکی و نوجوانی او و علاقه‌های هنری‌اش در این دوران است. ولی مگر می‌شود با مهتاب کرامتی گفت‌وگو کرد و حرفی از سازمان یونیسف و همکاری او با این سازمان مطرح نشود.

* بازیگری رویای نوجوانی‌تان بود؟

بله. از دوران کودکی این علاقه در من بود و هیچ‌وقت آن روزها را فراموش نمی کنم. تماشاگران نمایش‌های آن دوران من و خواهرانم، اعضای خانواده بودند. آنها را مجبور می‌کردیم بنشینند و نمایش‌های ما را تماشا کنند. من و خواهر بزرگ ترم یک تخت دو طبقه داشتیم و وقت های زیادی را با یکدیگر سر می‌کردیم. او همیشه به عنوان سرگروه عمل می‌کرد. کتاب‌هایی را که دوست داشتیم و قبل از این خوانده بودیم، تمرین می‌کردیم و علاقه‌مند بودیم آنها را اجرا کنیم. هرچه‌قدر که این نمایش‌ها کودکانه بود،ولی برایمان اهمیت زیادی نداشت. این نمایش‌ها که بیشتر شبیه یک بازی بود، برایم به صورت یک خاطره خوش باقی مانده است. با پارچه‌های مختلف برای خودمان لباس درست می‌کردیم و هنگام نمایش آنها را می پوشیدیم. این علاقه همیشه در من وجود داشت و یکی از بازی‌های دوران کودکی و نوجوانی من با بزرگ ترها همین بود. در مدرسه هم همیشه کار تئاتر را دنبال می‌کردم و از همان زمان دوست داشتم که حرفه بازیگری را ادامه دهم. ولی خب، رشته تحصیلی‌‌ام نه بازیگری که میکروبیولوژی است. خانواده‌ام به تحصیل در زمینه علم خیلی اهمیت می‌دادند. دو خواهر دارم و خواهر بزرگ ترم دکتر داروساز است. مادرم از زمانی که یادم می‌آید درس می‌خواند و یادم می‌آید، که ما همه با هم دانشجو بودیم. مادرم مهندس صنایع غذایی و استاد دانشگاه است. خواهر کوچک ترم هم که دارد تحصیل می‌کند.
بعد از تمام شدن تحصیل دانشگاهی‌ام، سعی کردم کلاس‌های بازیگری را شروع کنم و از این طریق وارد فعالیت‌های هنری بشوم.

* یعنی اول درس های دانشگاه را خواندید و بعد گفتید حالا وقتش رسیده که بروم سراغ سینما و بازیگری؟

همین الان هم به نوجوانان و جوانان علاقه‌مند پیشنهاد می‌کنم فکر نکنند بعد از این که دیپلم را گرفتند، بهترین کار این است که جذب بازار کار سینما شوند. به نظر من آنها باید یک کار دیگر در کنار کار سینما داشته باشند. حداقل این که امرار معاش آنها از طریق کار دیگری باشد تا بتوانند به این حرفه به صورت دیگری نگاه کنند و نه فقط به عنوان حرفه‌ای برای پول در آوردن.

* کارگردانی نمایش‌های دوران کودکی و نوجوانی با شما بود یا خواهرتان؟

او همیشه لیدر(هدایت کننده) بود. ولی کار خیلی جالبی که می‌کردیم این بود که هر بار شخصیت‌های نمایش‌ها را جابه جا می‌کردیم. یعنی هر بار که نمایشی را دوبار اجرا می‌کردیم، جای شخصیت‌ها را با هم عوض کرده و هر دوی ما هر دو نقش را بازی می‌کردیم. این کار تجربه خیلی لذت‌بخش و خوبی بود.

با پگاه آهنگرانی در آتش سبز/عکس : محسن رسول اف

* به این ترتیب، کتاب هم زیاد می‌خواندید تا بتوانید نمایش‌های بیشتری اجرا کنید.

بی‌نهایت. همین الان هم خیلی کتاب می‌خوانم. من با خانواده زندگی می‌کنم و خیلی وقت‌ها مادرم می‌گوید «خدا نکنه کتاب به دستت بگیری.» تا کتاب را تمام نکنم، آن را به زمین نمی‌گذارم. داستان‌های مصور را خیلی دوست داشتم. خاطرات خیلی زیادی از کتاب‌های «تن‌تن و میلو» داشته و دارم. این کتاب‌ها، داستان‌های سینمایی خیلی خوبی دارند و می‌توان براساس آنها، فیلم‌های جذابی برای بچه‌ها ساخت. حتی همین الان هر چند وقت یک بار که حالم کمی بد می‌شود، به سراغ این کتاب‌ها می‌روم و یک «تور تن‌تن و میلو» به راه می‌اندازم. خواندن آنها انرژی تازه‌ای به من می‌دهد.

* هنوز هم کتاب‌های دوران کودکی و نوجوانی‌تان را دارید؟

بله. آنها بخش مهمی از خاطرات آن دوران هستند. خود آن دوران تمام شده، ولی یادگارهای آن مرا به آن روزها می‌برد.

* حالا که به دوران نوجوانی‌تان فکر می‌کنید، احساس رضایت می‌کنید؟

می‌خواهم دوباره به کمی قبل از آن، یعنی کودکی برگردم. از همان زمان بچه خیلی شیطانی بودم.

* یعنی دیوار راست را می‌گرفتید و بالا می‌رفتید؟!

بله، دقیقاً همین‌طور است. ما سه خواهر بودیم و همه چیز را روی سرمان می‌گذاشتیم. حتی بعضی وقت‌ها ندانم‌کاری‌های خطرناکی می‌کردیم ، مثلاً در آشپزخانه چیزی را به آتش می‌کشیدیم و البته بعد هم سروکارمان با تنبیه بود. بدترین تنبیه این بود که حق تماشای برنامه‌های کودک را نداشتیم. ولی کتاب خواندن به من آرامش خاصی می‌داد و آرامم می‌کرد. مطالعه ذهنم را کاملاً درگیر می‌کرد و اگر کسی با من صحبت می‌کرد، نمی‌شنیدم. یک جورهایی در مطالعه غرق می‌شدم. اولین رمانی که به پیشنهاد مادرم خواندم «بابا لنگ‌دراز» بود. الان کارتون آن را تلویزیون نشان می‌دهد و بچه‌ها هم خیلی دوستش دارند.

با گریمی متفاوت در «بیست»/عکس : جواد جلالی

* پس در حقیقت مادرتان برای این که جلوی شیطنت‌های شما را بگیرد، کتاب به شما ‌داد و کتابخوان‌تان کرد؟

دقیقاً. این مسئله علاقه مرا به مطالعه سازمان داد. بزرگ ترین سرگرمی من بعد از فیلم ، کتاب خواندن است. کتاب چیزی است که همیشه در دسترس است و به همین دلیل، زمان بیشتری از اوقات فراغت مرا می‌گیرد.

* زمان اجرای آن نمایش‌های بچگانه، هیچ وقت فکر می‌کردید روزی بازیگر سینما شوید و در مقابل دوربین نقش بازی کنید؟

هیچ وقت و به هیچ عنوان. حتی زمانی که درسم تمام شد، هنوز به این مسئله فکر نمی‌کردم. یادم می‌آید در صف نمایش «عشق آباد»، حبیب رضایی را که از دوستان خانوادگی‌مان بود، دیدم و پرسیدم چه‌کار می‌کنی؟ او گفت در حال کار بر روی مجموعه «خانه سبز» است. کنجکاو شدم و پرسیدم از چه طریقی کار هنری را شروع کرده است. من هم به بازیگری علاقه‌مند بودم و می‌خواستم وارد این حرفه شوم. ولی می‌خواستم این کار به صورت آکادمیک باشد. تا قبل از آن چند بار هم به صورت‌های مختلف دعوت به بازی در فیلم شده بودم. ولی فکر می‌کردم این نوع ورود، نمی‌تواند ورود خوب و درستی باشد. او به من کلاس‌های آزاد بازیگری آقای تارخ را پیشنهاد کرد. در دوره دوم این کلاس ثبت‌نام کردم. حتی آن زمان هم فکر می‌کردم فقط به این کلاس‌ها می‌روم و چیزی یاد می‌گیرم. تصورش را هم نمی‌کردم که این کار به بازیگر شدنم منتهی می‌شود.

* پس از ظاهر شدن در جلوی دوربین، سینما را چه‌طور دیدید؟ شبیه همان چیزی بود که قبل از آن تصورش را می‌کردید؟

شاید آشنایی من با بازیگری، بیشتر یک آشنایی تئاتری بود و قطعاً آن می‌توانست برایم خیلی ملموس‌تر باشد. سینما در همان کار اول، کار خیلی سنگینی بود و همان اول تمام سختی‌های کار را به من نشان داد. فهمیدم که به هیچ وجه این حرفه، با خوشی و تفریح همراه نیست، ابداً! سختی کار خیلی بیشتر و فراتر از آن چیزی است که ما و یا نوجوانان فکر می‌کنیم.

صحنه ای از« هشت پا» / عکس: احمد احمدی

* به عنوان یک بازیگر چه‌طور با این سختی‌ها کنار آمدید؟

دلم می‌خواهد که به این موضوع اشاره کنم ، هر روز که می‌گذرد شرایط تغییر می‌کند. قطعاً شرایط نوجوان و جوان امروزی با شرایطی که من داشتم (و شاید مربوط به یک زمان خیلی دور هم نباشد) متفاوت است. این روزها دید خانواده‌ها متفاوت شده است. در حال حاضر، خانواده‌های ما پذیرفته‌اند که سینمای ما مسیر متفاوت و خوبی را طی می‌کند. شاید آن روزها ما باید به خانواده‌هایمان پاسخ داده و یا آنها را قانع می‌کردیم که باید به کلاس‌های بازیگری برویم. ولی حالا می‌بینم که پدر و مادرها، فرزندان خود را پس از آن که دیپلم گرفتند، به کلاس‌های بازیگری می‌فرستند تا بیکار نباشند. این کار خوبی است، ولی این احتمال وجود دارد که این جوانی که به این کلاس‌ها می‌رود، واقعاً علاقه‌ای به بازیگری نداشته باشد. برای ورود به این کلاس‌ها، واقعاً باید عشق و علاقه داشت. کسی که به این کار علاقه دارد، وقت زیادی باید برای آن بگذارد و این مسئله باید خودش را به شکل آشکاری نشان دهد. وقتی هدف آدم ایده‌آل باشد، سختی‌های کار را هم تحمل می‌کند.

* پس سختی‌های کار را از همان ابتدا پذیرفتید؟

الگوهای خیلی خوبی برای کار داشتم و خوشبختانه در شروع کارم با آقای پرویز پرستویی کار کردم. او الگوی خیلی خوبی برای من بود، زیرا در کنار اخلاق حرفه‌ای، صبر و تحمل فوق‌العاده‌ای دارد. یکی از مهم‌ترین درس‌های بازیگری این است که همیشه سر وقت در محل فیلم‌برداری حاضر باشی. بعضی‌ها فکر می‌کنند بازیگران تنبل هستند و دیر از خواب بلند می‌شوند. من این را در بازیگران خوب کشورمان نمی‌بینم. جوان‌ها و نوجوان‌ها اگر می‌خواهند این کار را شروع کنند، خیلی خوب است که نکته‌های مثبت را بگیرند و پرورش دهند. آنها باید بدانند که به هرحال به عنوان یک الگو، باید بهتر عمل کنند. ما بازیگران کمتر حق اشتباه داریم، ‌زیرا دیده می‌شویم. برای مثال مردم دوست ندارند ما در کوچه‌ و خیابان قانون راهنمایی و رانندگی را جدی نگیریم، یا در کل به قانون احترام نگذاریم. شاید اگر کسی مرا نمی‌شناخت، می‌توانستم راحت‌تر رانندگی و یا حتی زندگی کنم. اما الان چون دیده می‌شوم، باید مراقب کارهایم باشم، ‌زیرا نوع رفتار و عمل من می‌تواند یک الگوی خوب یا بد به آنها بدهد.

* با توجه به آنچه که گفتید،شما هم برای بازیگر شدن مجبور بودید خانواده را قانع کنید؟

بله، قطعاً. آنها راضی نبودند من وارد این حرفه شوم. البته به آنها حق می‌دهم. ذهنیتی که آنها از سینما و بازیگری داشتند، سینمای قبل از انقلاب بود که برایشان خیلی جذاب نبود. من به خانواده‌ام گفتم می‌توانم در این حرفه کار کرده و ثابت کنم که می‌شود بسیار مثبت و سالم زندگی کرد و جلو رفت. حالا هم خیلی خوشحالم که پدر و مادر و خانواده‌ام به دلیل حرفه‌ای که دارم، به من افتخار می‌کنند.


* در دوازده سالی که فعالیت حرفه‌ای بازیگری داشته‌اید، شما را هیچ‌وقت در فیلمی که برای بچه‌ها ساخته می‌شود، ندیده‌ایم. چرا؟ پیشنهادی نداشته‌اید؟

سال قبل یکی از مهمانان جشنواره فیلم کودک و نوجوان همدان بودم. وقتی به جشنواره دعوت شدم، با حسرت پرسیدم مگر ما فیلم کودک و نوجوان هم داریم؟ تعداد فیلم‌هایی که برای بچه‌ها ساخته می‌شود، با گذشت زمان آن‌قدر کم شده که حالا دیگر اصلاً این فیلم‌ها به چشم نمی‌آید. در صورتی که سینمای ما واقعاً توانایی تولید این گونه فیلم‌ها را دارد. کشور ما جمعیت جوان و نوجوان خیلی زیادی دارد. اگر کارگردانان ما حمایت شوند، مطمئن هستم که به سراغ ساخت فیلم کودک و نوجوان می‌روند. ما فیلم‌سازان خیلی خوبی داریم که این روزها دیگر برای بچه‌ها فیلم نمی‌سازند، مثل آقای کیومرث پوراحمد. در عین حال، این بدشانسی را داشته‌ام که هیچ وقت بازی در یکی از فیلم‌های کودک و نوجوان به من پیشنهاد نشده است. خیلی دوست دارم این اتفاق بیفتد و بازیگر یکی از این فیلم‌ها باشم. تجربه بازی در چنین فیلمی برایم جذاب است.

* در کنار فعالیت‌های بازیگری، با سازمان یونیسف هم همکاری دارید. برای خوانندگان دوچرخه می‌گویید وظیفه این سازمان چیست و شما چه‌کار می‌کنید؟

یونیسف، صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل است. در واقع یکی از شاخه‌های سازمان ملل است، اما تمام فعالیت آن مربوط به کودکان و نوجوانان است. ما وقتی در باره کودک و نوجوان صحبت می‌کنیم، حداکثر سن را هیجده سال در نظر می‌گیریم، که مخاطب های نشریه شما را هم در بر می‌گیرد. هدف سنی یونیسف و دوچرخه یکی است. شما برای کودکان هم کار می‌کنید؟


* کودکان هم بله. ولی مخاطب های اصلی دوچرخه نوجوانان هستند.

خب، یونیسف طرح ‌های مختلفی دارد و تمام تلاش خود را می‌کند تا در زمینه آموزش کودکان و نوجوانان و تمام نهادهایی که در ارتباط با کودکان و نوجوانان هستند، کار و فعالیت کند. این طرح‌ها شامل سلامت بچه‌ها، حقوق، تغذیه، آموزش و پرورش آنها و همچنین توانمندی مادران می‌شود. یکی از این طرح‌ها کاری است که یونیسف پیشگام آن بوده و الان به عنوان یک همراه با دولت ایران فعالیت می‌کند. ذکر این نکته لازم است که تمام طرح های یونیسف یک پشتیبان دولتی دارد.

* نوجوانان چگونه می‌توانند با یونیسف همکاری کنند؟

در این زمینه در حال تدارک برنامه‌ای هستیم که بچه‌ها در آن مشارکت بیشتری داشته باشند. خیلی‌ها فکر می‌کنند چون یونیسف یک سازمان بین‌المللی است، داخل شدن به آن خیلی سخت است. ولی اصلاً این‌طور نیست. همه ما آشنایی‌مان با یونیسف از طریق کارت‌های تبریکی است که در کتابفروشی‌ها به فروش می‌رود. خرید این کارت‌ها یکی از بهترین راه‌های کمک و همکاری بچه‌ها و بزرگ‌ترها به یونیسف است. خرید محصولات یونیسف که همه جا در دسترس است، یک همکاری خوب با این سازمان است. بچه‌ها اگر می‌خواهند برای تولد دوستان و آشنایان خود کادویی بخرند، می‌توانند محصولات یونیسف را انتخاب کنند، آنها باید بدانند با این خرید، به بچه‌های سرزمین خودشان کمک می‌کنند. آنها فکر نکنند یونیسف ایران برای بچه‌های سرزمین‌های دیگر کار و فعالیت می‌کند. یونیسف ایران برای بچه‌های ایران کار می‌کند و بچه‌های مناطق محروم (12 شهرستان در سه استان هرمزگان، سیستان و بلوچستان و آذربایجان غربی) از آن جمله اند. یونیسف طرح‌های مختلفی هم با دیگر سازمان‌های غیردولتی دارد.

* همکاری دیگری از طرف نوجوانان پیش‌بینی شده است؟

داریم طرحی را شروع می‌کنیم که امیدواریم به نتیجه برسد. بسیاری از نوجوانان و جوانان وقتی مرا می‌بینند، همین سؤال شما را تکرار می‌کنند و می‌پرسند ما چه‌طور می‌توانیم همکاری نزدیک‌تر و بیشتری با یونیسف داشته باشیم؟ فکر می‌کنم با افتتاح باشگاه دوستان یونیسف، این مسئله تا حد زیادی حل شود. با افتتاح این باشگاه، هم بچه‌ها و هم دیگر علاقه‌مندان می‌توانند از برنامه‌های یونیسف باخبر شوند و در کارهای آن مشارکت و همکاری داشته باشند. با این کار، ارتباط بچه‌ها و عموم مردم با یونیسف، خیلی بیشتر و نزدیک‌تر می‌شود.

* اخیراً سفرهای زیادی داشته‌اید. این سفرها به چه منظوری بوده است؟

در درون یونیسف چند طرح مختلف وجود دارد که بیشترمربوط به منطقه های محروم کشور است. یونیسف برای رسیدگی به نوع انجام کار، باید بازدیدهایی از این منطقه‌ها داشته باشد. این بازدیدها برای این است که ببینیم چه کارهایی صورت گرفته و چه کارهای دیگری لازم است تا صورت گیرد. من هم ترجیح می‌دهم به عنوان یک همراه در کنار آنها باشم و دوستان یونیسف هم از این موضوع استقبال کرده اند. ما در کنار هم سعی می‌کنیم بازتاب این سفرها را بیشتر نشان دهیم تا این سؤال هم برای نوجوانان و هم برای بزرگ ترها مطرح شود که یونیسف در ایران چه کارهایی می‌کند و چه اتفاق‌هایی را به وجود می‌آورد؟ سفر قبلی ما به ارومیه بود و از چند شهرستان اطراف آن هم بازدید کردیم. این سفر به خاطر طرح مکملی بود که در زمینه تغذیه، سلامت و رشد کودک و ثبت تولد اتفاق می‌افتاد. معمولاً در منطقه‌های محروم، آموزش کودکان پیش از ورود به دبستان وجود ندارد. این طرح در خدمت این هدف است که این مشکل را حل کند. این کار با راه‌اندازی طرح «روستا- مهدها»، جنبه عملی به خودش گرفته است. در این محل، کودکان، آموزش‌های پیش دبستانی را می‌بینند، این کار با راه‌اندازی 42 مرکز شروع شد و با همکاری دولت این حرکت ادامه پیدا کرد. خوشحالم اعلام کنم که در حال حاضر این تعداد در کل کشور به
پنج هزار تا رسیده است. ولی با توجه به تعداد هفتاد هزار روستایی که داریم، تعداد این «روستا- مهدها» باید بیشتر و بیشتر شود. در جریان این سفرها به این «روستا- مهدها» سر زدیم و از نزدیک دیدیم که آنها چگونه کار می‌کنند و بچه‌ها چه وضعیتی دارند. بخش مهمی از کار بچه‌ها در این مرکزها بازی کردن است که به کمک آن، خیلی چیزها را یاد می‌گیرند. یک وعده غذای گرم هم به آنها داده می‌شود، تا فقر غذایی را که بچه‌های این منطقه ها با آن درگیر هستند، کم کند.

* در کنار بازی‌های بچه‌ها، شما برای آنها نقش هم بازی می‌کنید؟ مثلاً یک تئاتر کوتاه؟ یا این که بیشتر به وظیفه یونیسفی‌تان می‌رسید؟

می‌شود گفت هم نماینده یونیسف هستم و برایشان بازی هم می‌کنم، این دو را نمی‌شود از هم جدا کرد. در سطح عمومی، هر کس مرا می‌بیند، نام یونیسف به ذهنش می‌رسد و هر کس نام یونیسف را می‌شنود، به یاد من می‌افتد.

* جوری صحبت می کنید که انگار خیلی راضی هستید و این نوع فعالیت را دوست دارید؟

خیلی زیاد. امکان ندارد در محلی باشید که بچه‌ها در آنجا حضور داشته باشند و شما خوشحال نشوید و از آنها انرژی نگیرید. آنها به ما خیلی چیزها یاد می‌دهند. با آن که این سفرها، سفرهای سختی بودند، ولی شادی و امید آنها هم به من چیزهای زیادی یاد می‌دهد و مرا در کاری که انجام می‌دهم قوی‌تر و ثابت‌قدم‌تر می‌کند.


* این سفرها، لطمه‌ای به کار و فعالیت بازیگری‌تان نمی‌زند؟

به همان صحبت اول گفت‌وگو برمی‌گردم که به نوجوانان و جوانان گفتم در کنار حرفه بازیگری، کار دیگری هم داشته باشند. از روزی که کار بازیگری را شروع کردم، هیچ حسابی روی درآمد آن باز نکردم. در کنار آن کار دیگری داشتم. من در یونیسف فعالیت می‌کنم و یک تولیدی لباس هم دارم. بازیگری برایم یک عشق است و حتماً هدف اول و اصلی را تشکیل می‌دهد. اما اگر یک برنامه‌ریزی درست داشته باشیم، می‌توانیم به همه کارهای خود برسیم. این یکی از چیزهایی است که در طول این سال‌ها یاد گرفته‌ام. در حال حاضر هم به فعالیت یونیسف می‌رسم و سفرهایم را می‌روم و هم در فیلم‌های جدید بازی می‌کنم. برای مثال، با وجود این همه برنامه، من سال قبل در چهار فیلم سینمایی بازی کردم.

* با وجود تولیدی لباس، خیاطی هم می‌کنید؟

در حد کم بله. ولی وقتی قرار باشد کار گسترش داشته باشد، خیر. خوشبختانه به دلیل حرفه بازیگری، من مجبورم برای هر فیلم تازه‌ای یک چیز‌هایی را (حتی در حد ابتدایی) یاد بگیرم. برای مثال من ورزش تای چی را برای یک فیلم یاد گرفتم و به کلاس شمشیربازی و ژیمناستیک رفتم تا در یک نمایش، بتوانم نقشم را بهتر بازی کنم.

* شما سال قبل جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل را برای «بیست» گرفتید. جایزه و تشویق چه تأثیری در کار شما دارد؟

اصلاً فرق نمی‌کند شما چه سنی دارید و در چه موقعیت و جایگاه و حرفه‌ای هستید.چه نوجوان باشید و چه بزرگسال، جایزه همیشه بهترین مشوق است و من هم قطعاً خیلی از آن خوشم می‌آید. در عین حال با تشویق و جایزه دادن، وظیفه یک بازیگر سخت‌تر می‌شود. کسی که جایزه می‌گیرد در ادامه مسیر خود، کمتر باید خطا کند.

عکس‌ها: محمود اعتمادی


منبع : ضمیمه دوچرخه روزنامه همشهری

شنبه 13 تیر ماه سال 1388

با پایان فیلمبرداری بیش از هشتاد درصد فیلم <آل‌>‚ نخستین محصول سینمای ایران در سال 88 که به عنوان پروژه‌ای مشترک در ارمنستان و ایران جلوی دوربین رفته بود‚ تدوین آن آغاز شد. بهرام دهقانی و رضا شیروانی <آل‌> را مونتاژ می‌کنند. <آل‌> یک تریلر دلهره‌آمیز به کارگردانی بهرام بهرامیان براساس نوشته بهرام عظیمی است که با نخستین حضور سینمایی مصطفی زمانی (بازیگر یوسف پیامبر) همراه است‌. آنا نعمتی‌‚ همایون ارشادی و هنگامه حمیدزاده همراه با جمعی از بازیگران ارمنی و ایرانی نقش‌آفرینان این اثر هستند. تصاویر فیلم <آل‌> با مدیریت فیلمبرداری فرشاد محمدی شکل گرفته و رحمت عبدالله‌زاده مدیریت تولید آن را برعهده داشته است‌.
علی معلم تهیه‌کننده فیلم <آل‌> با اعلام این خبر افزود امیدواریم طی هفته آینده‌‚ آخرین فاز فیلمبرداری این فیلم که در تهران انجام خواهد شد‚ آغاز و ظرف مدت پانزده جلسه کار به اتمام برسد.
منبع : سینمای ما  
 
 
 

شنبه 13 تیر ماه سال 1388

 

 

 

رسول صدرعاملی پس از نمایش «هر شب تنهایی» دوباره تاکید کرد: «این فیلم براساس باورهای شخصی‌ام بوده و خودم سفارش آن را گرفته‌ام.»

 ساعاتی قبل امروز ـ 12 تیر ماه ـ در نشست کانون فیلم معناگرا در سینما «فرهنگ»، فیلم «هرشب تنهایی» به کارگردانی رسول صدرعاملی به نمایش درآمد و پس از آن با حضور رسول صدرعاملی (کارگردان)، فرج حیدری (فیلم‌بردار)، حامدبهداد(بازیگر) و عبدالله اسفندیاری(مدیرکانون فیلم معناگرا) مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

در ابتدای این نشست مجری برنامه با اشاره به سالروز ولادت امام جواد(ع) و به تعویق افتادن چندین باره‌ی نمایش این فیلم اظهار کرد: قطعا همزمانی نمایش این فیلم با ولادت امام جواد(ع) باعث شده است که آقای صدرعاملی جایزه خود را از کانون فیلم معناگرا بگیرد.

صدرعاملی نیز در ادامه‌ی این سخنان مطرح کرد: من جایزه‌ام را زمانی که فیلم را ساختم گرفته‌ام. سال‌ها بود دلم می‌خواست کاری انجام بدهم که بر باور و ایمان درونی ما مبتنی باشد. به هر حال در سی سال گذشته به‌عنوان هنرمند کمتر توانسته‌ایم به باورهای دینی‌ مردم نزدیک شویم.

او خاطرنشان کرد: ما نیز سه سال پیش در دفتر یکی از دوستان در همین باره صحبت می‌کردیم که اصغر فرهادی پیشنهاد ساخت این فیلم را مطرح کرد.

کارگردان «هرشب تنهایی» با بیان اینکه در این فیلم به بحث ایمان پرداخته‌است، تصریح کرد: این بحثی کمتر مورد توجه بوده است. هنگامی که من فیلم «دختری با کفش‌های کتانی» را ساختم این فیلم مورد توجه بسیار قرار می‌گیرد و البته مورد توجه قرار گرفتن آن جای تعجب هم ندارد، چرا که دارای سوژه‌ای بحرانی، ملتهب و روشن فکرپسند است. اما به هر حال در کنار دختری که در آن فیلم فریاد می‌زند، افراد بسیار دیگری هم در جامعه وجود دارند.

صدرعاملی در بخش دیگری از این نشست هم به مشکلات متعددی که برای فیلمبرداری «هر شب تنهایی» وجود داشته است، اشاره کرد و افزود: فیلمبرداری این فیلم بطور اتفاقی با ماه رمضان همزمان شد و ما با هم قرار گذاشتیم که ابتدا خودمان آداب زیارت را رعایت کنیم. بعدها فهمیدیم که در تمام مدتی که ما کار می‌کردیم چندین دوربین فیلمبرداری نیز نصب بوده است، هنگامی هم که به تهران بازگشتیم برخی مسوولان آستان قدس با ما تماس گرفتند و حلالیت طلبیدند و گفتند که پیش از این ذهنیت خوبی از سینما نداشته‌اند.

ترجیح می‌دهم به جای واژه معناگرا از دینی استفاده کنیم

در ادامه این نشست هم، صدرعاملی به‌بحث درباره سینمای معناگرا پرداخت و گفت: در دوره‌ای طی یک جدال قلمی به آقای اسفندیاری گفتم که مگر می‌شود سینمای بی‌معنا داشته باشیم، اما پس از تجربه ساخت این فیلم، ترجیح می‌دهم که بجای سینمای معناگرا از سینمای دینی استفاده کنم. سینمایی که طی این سی سال به آن نپرداخته‌ایم. اکنون هم من نمی‌خواهم پُز بدهم که پس از این مدت فیلم دینی ساخته‌ام، ‌این کار پیشنهاد اصغر فرهادی بود و ادامه این مسیر هم با دیگران است. اما با این وجود، ساخت این اثر کار بسیار مشکلی بود.

او ادامه داد: در سالی که این فیلم ساخته شد حرم امام رضا(ع) هفده ونیم میلیون نفر زائر داشت و به همان اندازه هم افرادی بودند که نتوانستند برای زیارت بروند. حال آن که، این 37 یا 38 میلیون نفر تاکنون در سینمای ما دیده نشده و مورد توجه قرا نگرفته‌اند.

صدرعاملی همچنین به حضور و موفقیت‌های جهانی این فیلم و ساخته قبلی‌اش «شب» اشاره کرد و افزود: هیچ کجای دنیا به این فیلم بی‌اعتنا نبوده‌اند. البته این مساله مایه افتخار ما نیست اما از نیت اولیه ما در ساخت این فیلم سرچشمه می‌گیرد. از آنکه مذهب با درون و ذات انسان‌ها چه می‌کند این که چگونه می‌توان زبان سینما را برای به تصویر کشیدن ایمان مورد استفاده قرار داد.

 برای ساخت سومین فیلم این سه‌گانه منتظر اکران فیلم‌های قبلی هستم

کارگردان «شب» و «هرشب تنهایی» درباره ساخت سومین اثر این سه‌گانه‌اش درباره‌ی زائران حرم امام رضا (ع) هم اظهار کرد: برای ساخت سومین فیلم منتظر اکران فیلم قبلی هستم تا پس از دیدن بازتاب آن‌، مشغول شوم. البته فیلم «زندگی با چشمان بسته» هم که اکنون مشغول ساخت آن هستم به نوعی معناگرا محسوب می‌شود.

«هرشب تنهایی» براساس باورهای شخصی من است نه سفارش

این کارگردان در پاسخ به سوال یکی از حاضران، مبنی بر سفارشی بودن این فیلم مطرح شده بود هم اظهار کرد: این فیلم براساس باورهای شخصی‌ام بوده و خودم سفارش آن را گرفته‌ام.

 مسیرعجیبی نداشته‌ام، همواره در جستجوی لحن خاص خودم بوده‌ام

به گزارش ایسنا، صدرعاملی در پاسخ به مطلب دیگری که مدعی بود او در سینما مسیر عجیبی را دنبال کرده، گفت: مسیر عجیبی نداشته‌ام و همیشه در جستجوی یافتن لحن خاص خودم بوده‌ام. لحنی که مختص من باشد. برگرفته از جای دیگری محسوب نشود. البته من نیز عاشق بسیاری از فیلم‌ها و فیلمسازان دنیا هستم و آثار آنها را با دقت دیده‌ام، اما با این وجود سعی کرده‌ام که در این میان لحن خاص خود را داشته باشم.

 تمام فیلم‌هایم سرآغاز یک جریان فیلمسازی بوده‌اند

به گزارش ایسنا، کارگردان «من ترانه 15 سال دارم» در بخش دیگری از این نشست و در پاسخ به مطلبی که مبنی بر کم طراوت بودن موضوع ساخته جدیدش مطرح شده بود، گفت: طراوت موضوع همواره برای من اهمیت داشته است و می‌توانم بگویم که تمام فیلم‌های من بدون استثنا سرآغاز یک جریان فیلمسازی در سی ساله‌ی اخیر بوده‌اند. مثلا فیلم «رهایی» که توقیف شد به نوعی سرآغاز فیلم‌های جنگی بود وحتی بعدها در قالب مصاحبه‌ای هشت صفحه‌ای در سروش، عده‌ای گفتند که برای ساختن آن فیلم باید مرا اعدام کنند!

به هر حال آثار ما روی پرده است و می‌توان به راحتی درباره آنها نظر داد و حتی درباره بحث سفارشی بودن هم این موضوع صادق است.

او ادامه داد: در این دو فیلم اخیر هم مانند سایر آثارم است و در آنها تمام تلاش خود را به کار گرفته‌ام تا از سینمایی اجتماعی به سینمای انسانی برسم. حرفهایی هم که اکنون مطرح می‌کنم هم براساس خودشیفتگی نیست بلکه صحبت‌های فردی است که از 14 سالگی تا کنون عرصه‌های مختلف از جمله مطبوعات را تجربه کرده است و ورودش به سینما هم به نوعی ناخودآگاه بوده است.

 هیچ فیلم بدی ندارم

این کارگردان در ادامه این نشست هم به ساخت 11 اثر سینمایی سی سال گذشته اشاره کرد و گفت: تا کنون تمام تلاش خود را به کار گرفته‌ام تا فیلم‌های خوبی بسازم و اکنون اصلا ناراحت نیستم که طی این سالها فیلم‌های کمی ساخته‌ام و به شخصه معتقدم در میان فیلم‌هایم، فیلم بدی وجود ندارد. شاید برخی از این فیلمها متوسط باشند اما به هر حال در کارنامه‌ام فیلم بد وجود ندارد.

 برایم مهم است که فیلمم در تمام ایران دیده شود

صدرعاملی در پاسخ به مطلبی مبنی بر احتمال کم مخاطب بودن این فیلم مطرح شده بود اظهار کرد: همواره برایم مهم است که فیلم‌هایم در تمام نقاط ایران دیده شوند و مخاطف فیلمم تنها طبقه نخبه نباشد. اکنون نیز

می‌توانم ادعا کنم که شاید تنها فیلم‌سازی باشم که فیلم‌هایم علاوه بر حضور موفق در جشنواه‌های مختلف جهانی در داخل ایران هم از فیلم‌های پرفروش محسوب می‌شده‌اند. من هیچ فیلم کم فروشی نداشته‌ام و اگر «دیشب باباتو دیدم آیدا» هم فروش کم‌تری داشته است به این علت بوده است که سی‌دی‌های این فیلم 25 روز قبل از اکران آن، به فروش رسیده بود. اکنون هم به شما قول می‌دهم که «هر شب تنهایی» هم یکی از فیلم‌های موفق گیشه خواهد بود چرا که با ایمان و صادقانه و واقعی ساخته شده است و به همین دلیل با مخاطب ارتباط برقرار خواهد کرد.

او در ادامه با اشاره به شروع کارش در مطبوعات و نوشتن گزارشی درباره‌ی جذام‌خانه‌های مشهد خاطرنشان کرد: به هر حال تمام ما یکسری تجربیات داریم و برای ادامه کار لازم است که به خودمان دروغ نگویم و از این تجربیات استفاده کنیم.

 هرگز در عمرم سفارشی کار نکرده‌ام

صدرعاملی به بحث سفارشی بودن پرداخت و گفت: در ساخت این فیلم برایم بسیار مهم بود که به سراغ افرادی بروم که بتوانم به کم دانستنی‌ها و دانش اندک من کمک کنند و آن را جبراٮت دوچندان می‌شد، چرا که اگر ما معجزه‌ای را به طور قطعی نشان می‌ددرستی را به فیلم اختصاص می‌دهد با آن وارد مذاکره می‌شوم اما با این حال هیچ گاه در تمام عمرم فیلم سفارشی نساخته‌ام و ساخت این فیلم هم عرصه‌ای است که تاکنون تجربه نشده بود.

به گزارش ایسنا در بخشی دیگری از این نشست صدرعاملی به مساله‌ی نقدها و منتقدان پرداخت و گفت: فکر می‌کنم همواره نقدهایی که پس از نمایش عمومی فیلم نوشته می‌شوند واقعی‌تر هستند. چرا که منتقدان به هنگام نگارش آنها نظر مردم را نیز در نظر گرفته‌اند. متاسفانه یکی از مشکلات ما آن است که وقتی مطلبی به ذهن ما می‌رسد احساس می کنیم، که آن مطلب کاملا درست است و در همان زمان هم آن را به طور قاطعانه اعلام می‌کنیم.

در هر صورت در باره‌ی این فیلم من به یک نکته اطمینان کامل دارم و آن هم این است که «هرشب تنهایی» قطعا با مخاطبان بسیاری ارتباط برقرار خواهد کرد اما در این میان برای من مهم آن است که این فیلم بتواند با افرادی که توجه کمتری به مسائل دینی و عرفانی دارند، ارتباط برقرار کنند.

 همواره می‌توانیم فیلمی بهتر از آنکه هست بسازیم

صدرعاملی در ادامه این نشست هم با تاکید مجدد بر سخت بودن پروسه ساخت این فیلم عنوان کرد: هنگامی که قصد داریم موضوعی تجربه نشده را کار کنیم، باید توجه زیادی داشته باشیم. در مورد این فیلم هم با توجه به اینکه به مسائل دینی ارتباط داشت مشکلات ساخت دوچندان می‌شد، چرا که اگر ما معجزه‌ای را به طور قطعی نشان می‌دادیم این احتمال بود که برای برخی از مخاطبان این تصور ایجاد شود که هنگامی که برای زیارت می‌روند حتما باید حاجت بگیرند.

او ادامه داد: به نظر من معجزه این فیلم در آن است که زنی بدون آنکه مادر باشد و یا فرصتی برای مادر شدن داشته باشد در شرایطی قرار می‌گیرد که این اتفاق را تجربه کند. شاید مخاطبان هم اگر یک بار دیگر این فیلم را ببینند با خود بگویند که درآن چه معجزه غریب و باورپذیری صورت گرفته است.

 قصه‌ی «هرشب تنهایی» از جنس نشانه است

این کارگردان در پاسخ به مطلبی مبنی بر فقدان یک خط داستانی در «هرشب تنهایی» مطرح کرد: این فیلم برخلاف آنچه که تصور می‌شود داستان دارد. اما داستان آن بیشتر از جنس نشانه است و نه آنچه که تاکنون مواجه می‌شدیم.

 مطمئنم «زندگی با چشمان بسته» فیلم بدی نیست

صدرعاملی در پایان صحبت‌هایش نیز به ساخته‌ی جدیدش که «زندگی با چشمان بسته» نام دارد اشاره کرد و درباره‌ی آن گفت: مطمئنم که فیلم بدی نساخته‌ام. اما درباره‌ی میزان محبوبیت و خوب بودن آن اکنون نمی‌توانم نظری بدهم.

حامد بهداد بازیگر سینما هم در این نشست در سخنانی کوتاه مطرح کرد: فیلم «من ترانه 15 سال دارم» را بسیار دوست داشتم. علاوه بر آن خود من نیز اصالتا مشهدی هستم و این دو نکته در کنار هم باعث شد که در این فیلم حضور داشته باشم.

او درباره‌ی رسول صدرعاملی هم گفت: فکر می‌کنم او فیلم سازی است که تا کنون توانایی‌های خود را ثابت کرده است و به هنگام ساخت این فیلم در پی تجربه‌ی جدیدی بوده است.

بهداد در پاسخ به سوالی که مبنی بر ادامه روند بازیگری توسط او مطرح شده بود هم گفت: این مسیر را ادامه خواهم داد تا ببینم به کجا خواهم رسید. در کل هم فرد انتخاب‌گری نیستم اما با این وجود کارنامه بدی هم ندارم و فکر می‌کنم، تا کنون فیلم‌ها من را انتخاب کرده‌اند. اکنون هم بابت حضور در این فیلم از اعماق وجود خوشحالم و فکر می‌کنم که شاید اگر این تجربه نبود، من شانس حضور در «زندگی با چشمان بسته» را هم نداشتم.

فرج حیدری فیلم‌بردار «هر شب تنهایی» نیز مطرح کرد: همه فیلم‌های من مانند فرزندانم هستند، اما در میان فرزندانم «هرشب تنهایی» را به گونه‌یی دیگر دوست دارم و فکر می‌کنم که این فیلم نه تنها عزیزترین فرزند من بلکه مادرم نیز هست. قطعا چندی دیگر هم در مورد فیلم «زندگی با چشمان بسته» خواهم گفت و آن فیلم را نیز بسیار دوست دارم، چرا که در کل کار کردن با رسول صدرعاملی بسیار لذت‌بخش است.

حیدری ادامه داد: صدرعاملی فردی است که هیچ‌گاه خود را تکرار نمی‌کند و همواره دنبال تجربیاتی تازه است. شاید در ابتدا فیلم‌های او به نوعی ساده به نظر برسند. اما او روی تک تک این فیلم‌ها مدت‌ها فکر کرده است.

اسفندیاری هم در این نشست عنوان کرد: در عین رفاقت گاه کشمکش‌هایی هم با رسول صدرعاملی داشته‌ایم اما با این حال فکر می‌کنم که او از بهترین فیلم‌سازان ماست و فیلم «من ترانه 15 سال دارم» اوج تعادل و پختگی او محسوب می‌شود.  

منبع:ایسنا 

 

 

شنبه 13 تیر ماه سال 1388

 

 

«تغییرشکل دهندگان:انتقام شکست خوردها» در حال تبدیل شدن به پرفروش‌ترین فیلم سینمایی امسال دنیای سینما در جدول گیشه نمایش جهانی است. این موفقیت در شرایطی نصیب این اکشن ماجراجویانه و علمی _ تخیلی می‌شود که فقط ده روز از نمایش عمومی آن می‌گذرد.
فروش فیلم طی این مدت کوتاه به 448 میلیون دلار رسیده است. این در حالی است که «فرشتگان و شیاطین» (قسمت دوم فیلم پر سر و صدای «رمز داوینچی») که اواسط ماه مه اکران عمومی شد، به یک فروش کلی 469 میلیون دلاری دست پیدا کرده است.
تحلیل گران اقتصادی سینما می‌گویند فروش «تغییرشکل دهندگان 2» در تعطیلات آخر هفته، رقم فروش کلی آن را به چیزی بالاتر از رقم فروش این فیلم خواهد رساند.
«سفرهای ستاره‌ای» در سطح بین‌المللی 247 میلیون دلار فروش داشته است و «رستگاری ترمیناتور» به فروش 216 میلیون دلاری قناعت کرده است.
اهل فن چنین رقم فروشی را برای این فیلم خیلی کم می‌دانند. آنها انتظار داشتند فروش جهانی آن بیش از 300 میلیون دلار باشد.
انیمیشن کامپیوتری «بالا» که در آمریکا فروشی 255 میلیون دلاری داشته، تازه در سطح جهانی اکران عمومی شده و به همین دلیل رقم فروش آن در بین فیلم‌های دیگر، ذکر شده است.
اولین قسمت «تغییرشکل دهندگان» در سال 2007 در سطح جهانی حدود 700 میلیون دلار (318 میلیون در آمریکا و 389 میلیون در بقیه کشورهای جهان) فروش کرد.  

 

 


اما تحلیل‌گران اقتصادی سینما پیش‌بینی می‌کنند فروش قسمت دوم در کشورهای خارجی (به جز آمریکا و کانادا) کمتر از 400 میلیون دلار نشود.
استقبال تماشاگران آسیایی هم از فیلم خیلی خوب بوده است. فروش افتتاحیه فیلم در چین 22 میلیون دلار بود. این فیلم که در هزار سالن سینمای کشور روی پرده رفته است، لقب موفق‌ترین افتتاحیه یک فیلم خارجی زبان کل تاریخ سینمای چین را از آن خود کرد.
در کره جنوبی هم فیلم افتتاحیه‌ای 15 میلیون دلاری داشته که به گفته تحلیل‌گران، برای کشوری مثل کره یک رقم عظیم است. افتتاحیه 13 میلیون دلاری «تغییرشکل دهندگان 2» در استرالیا، خبر از افزایش 80 درصدی تماشاگران آن در مقایسه با قسمت اول آن می‌دهد.
در روسیه هم افزایش 70 درصدی تماشاگران فیلم نسبت به قسمت اول آن، یک افتتاحیه 11 میلیون دلاری برای فیلم به همراه داشت.
منبع:فارس

شنبه 13 تیر ماه سال 1388

 

 

با شب جمعه 40 میلیونی، فیلم «درباره الی...» از مرز 500 میلیون تومان در تهران گذشت.تازه‌ترین ساخته «اصغر فرهادی» که در گروه سینمایی آفریقا اکران شده است، پنجشنبه شب (11 تیر) 40 میلیون تومان فروخت تا در تهران 510 میلیون تومان فروش داشته باشد و در شهرستان نیز پیش بینی می‌شود بیش از 100 میلیون تومان فروخته باشد.
بنا بر این گزارش، فیلم «خروس جنگی» هم در گروه سینمایی قدس با فروش 20 میلیونی پنجشنبه شب، در تهران از مرز 200 میلیون تومان گذشت.
این دو فیلم را فیلمیران پخش می‌کند و به نظر می‌رسد با توجه به بهبود شرایط جامعه، استقبال مخاطبان سینمای ایران از آنها تازه در شکل جدی خود شروع شده باشد.  

منبع:فارس

پنجشنبه 11 تیر ماه سال 1388

 

 

فیلم‌برداری «سن پترزبورگ» به کارگردانی بهروز افخمی همچنان در لوکیشن کلیسا ادامه دارد.

 علاوه بر صحنه‌های کلیسا که در آن پیمان قاسم‌خانی، محسن طنابنده، امین حیایی، شیلا خداداد، امید روحانی و آرش تاج مقابل دوربین هستند چند صحنه خارجی نیز باقی مانده است که تا اوایل هفته آینده به پایان خواهد رسید.

تدوین این فیلم نیز توسط بهروز و آیدین افخمی در حال انجام است و بامداد بیات نیز برای «سن پترزبورگ» موسیقی می‌سازد.  

  

عوامل تولید این فیلم عبارتند از: کارگردان: بهروز افخمی، نویسنده: پیمان قاسمخانی، تهیه‌کننده و مدیر پروژه: حمید اعتباریان، مدیر فیلم‌برداری: تورج اصلانی، مدیر تولید: رضا نوروزی، صدابردار: احمد پولی بابایی، طراح صحنه و لباس: مرجان شیرمحمدی، طراح گریم: مهری شیرازی، برنامه‌ریز و دستیار اول کارگردان: علیرضا شمس شریفی، دستیار دوم کارگردان: حامد شریفی‌نیا، مدیر تدارکات: امیر نوروزی، دستیاران تدارکات: پرویز کاظم‌لو، علی‌اکبر علیخانی، گروه کارگردانی: محمدباقر لطفی، مهدی طالبیان مقدم، منشی صحنه: امیرحسین قاسمی عکاس: احمدرضا شجاعی، فیلم‌بردار پشت صحنه: ناصر نصیری، گروه فیلم‌برداری: محمد ابراهیمیان، حسین اسدی، حسن اصلانی، عاتف امیری، محمد صاحبی، امیرعلی صبا، گروه صحنه و لباس: علی شیرمحمدی، جاسم ثمری، حسین قزلباش، اجرای گریم: اشکان وثوقی، سمانه مرادیان، دستیار صدا: علی عدالت دوست، تدارکات: حمید نوروزی، پژمان داستان، گروه حمل و نقل: نادر شکری، داود معززی، علی افروز، بهنام بوجانی، سینه موبیل: نعمت محمدی، امور مالی: علیرضا ملک محمدی. امور اداری: کتایون عدالتیان، محصول: سیران فیلم، پخش: فیلیران

بازیگران: محسن طنابنده، پیمان قاسم‌خانی، بهاره رهنما، شیلا خداداد، اندیشه فولادوند، ماه‌چهره خلیلی، سروش صحت، مهدی دانایی مقدم، امید روحانی، سیدابراهیم بحرالعلومی، نعیمه نظام دوست، اردشیر کاظمی، بابک برزویه، مجید شهریاری، علی‌اصغر طبسی، آرش تاج، یوسف قربانی و امین حیایی.

خلاصه داستان: داستان این فیلم کمدی پرحادثه در مورد رفاقت، بلوف، عشق و ... است.  

منبع:ایسنا

پنجشنبه 11 تیر ماه سال 1388

 نیوشا ضیغمی در بازدید از خبر گزاری فارس 

«نیوشا ضیغمی» بازیگر سینما برای نخستین‌ بار در مقام سرمایه‌گذار در تولید فیلم سینمایی «همه چیز درباره سارا» مشارکت می‌کند.«پیمان عباسی» که مشترکا با «نیوشا ضیغمی» دفتر تهیه و تولید آثار سینمایی را تأسیس کرده‌، در این باره گفت: با تأسیس این دفتر تهیه و تولید قرار است سه پروژه سینمایی را برای شروع کار تهیه‌ کنیم که یکی از آنها «همه چیز درباره سارا» نام دارد.
این فیلمنامه‌نویس سینما و تلویزیون گفت: این فیلم اولین تجربه فیلمنامه‌نویسی «نیوشا ضیغمی» نیز به شمار می‌رود. ایشان طرح فیلمنامه را ارائه کردند و با هم شروع به نوشتن آن کردیم و بحث تأمین بودجه، سرمایه و تولید را در مرحله اولیه داریم.
عباسی با اشاره به داستان و ویژگی‌های این فیلم، گفت: این فیلم که اثری کاملا کمدی است، قصه آشنایی دختر و پسری را روایت می‌کند که ماجراهایی که در روز ازدواجشان به وجود می‌آید.
وی افزود: فیلم کاری پر بازیگر و پر پرسوناژ است که با بازیگران شناخته‌شده‌ای ساخته می‌شود و خانم ضیغمی نیز قصد بازی در این فیلم را نیز ندارند.
به گفته عباسی، برای کارگردانی این پروژه رایزنی‌هایی با کارگردان‌های به نام سینما شده است، که به زودی کارگردان این فیلم مشخص می‌شود.
«نیوشا ضیغمی» که بازیگری را با ایفای نقش در سریال «در چشم باد» آغاز کرده، تاکنون در فیلم‌هایی چون شوریده،گناه من، مواجهه، پارک وی، توفیق اجباری، تردست، قرنطینه، تلافی، حس پنهان، و اخراجی‌ها 1و 2 بازی کرده است.
منبع: فارس

پنجشنبه 11 تیر ماه سال 1388

 الناز شاکردوست در فیلم کیش و مات / عکاس: بهروز صادقی

 

 فیلم سینمایی «کیش و مات» به کارگردانی جمشید حیدری برای اکران عمومی پس از «خروس جنگی» در گروه قدس آماده می‌شود.«ناصر سهرابی» مدیر پروژه «کیش و مات» گفت: «کیش و مات» بعد از اکران فیلم سینمایی «خروس جنگی» در گروه قدس به روی پرده می‌رود.
مشاور رسانه‌ای این فیلم افزود: آنوس و مواد تبلیغی این فیلم نیز در حال آماده سازی است.
براساس این گزارش، داستان «کیش و مات» که پیش از این قرار بود در اکران نوروزی به نمایش در بیاید، درباره جوانی به نام بهروز است که دست به هر کاری می‌زند، شکست می‌خورد.  

 

 نیما شاهرخ شاهی در فیلم کیش و مات عکاس/بهروز صادقی


حمید گودرزی، الناز شاکردوست، نیما شاهرخ شاهی، بهنوش بختیاری، علی صادقی، محمد رضا هدایتی، احمد پورمخبر، هاشم روحانی و اکبر عبدی، شهره لرستانی، سعید پیردوست، مهدی میامی در این فیلم به ایفای نقش پرداخته‌اند.
منبع:فارس

پنجشنبه 11 تیر ماه سال 1388

 دوست داشتن را هجی کن

 

فیلم سینمایی «دوست داشتن» به کارگردانی ابراهیم فروزش در بخش مسابقه جشنواره جیفونی ایتالیا شرکت می‌کند.علیرضا سبط احمدی تهیه کننده فیلم «دوست داشتن» آخرین ساخته ابراهیم فروزش گفت: فیلم دوست داشتن برای شرکت در بخش مسابقه جشنواره جیفونی ایتالیا و لوکاس آلمان انتخاب شده است.
وی افزود: جشنواره جیفونی از 12 تا 17 جولای (21 تا 26 تیر ماه) در ایتالیا برگزار می‌شود و جشنواره لوکاس نیز که جشنواره مختص کودکان است در ماه سپتامبر در آلمان برگزار خواهد شد که فیلم دوست داشتن در بخش مسابقه این دو جشنواره شرکت خواهد کرد.
فیلم سینمایی «دوست داشتن» به کارگردانی ابراهیم فروزش در سال گذشته در جشنواره‌های کودک و نوجوان، فجر و فیلم شهر موفق به دریافت 13 جایزه شده و قرار است امسال اکران شود.
در خلاصه داستان فیلم سینمایی «دوست داشتن» آمده است: قصه درباره کودکی معلول و استثنایی است که در کنار پدر، مادر و برادر کوچکش زندگی می‌کند. تلاش این کودک برای برقراری ارتباط با اطرافیان خود به خصوص اعضا اصلی خانواده‌اش شرایط و موقعیت‌های مختلفی را در زندگی این افراد به وجود می‌آورد.
منبع:فارس

سه شنبه 9 تیر ماه سال 1388

 

 

قسمت دوم فیلم «ترانسفورمرها» در رتبه‌ چهارم بالاترین فروش هفتگی یک فیلم در تاریخ سینما ایستاد.

فیلم «ترانسفورمرها؛ انتقام شکست‌خورده‌ها» محصول کمپانی «پارامونت» در تعطیلات آخر هفته توانست فروش بی‌نظیر ‌١٦٢ میلیون دلار را از ‌٩٩١٠ سالن سینما در ‌٥٨ کشور به‌دست آورد.

این میزان فروش چشم‌گیر توانست «ترانسفورمرها ‌٢» را در رتبه‌ چهارم بیشترین فروش هفتگی یک فیلم در تاریخ سینما قرار دهد.

درحال حاضر تنها سه ‌فیلم «مرد عنکبوتی ‌٣»، «دزدان دریای کارائیب ‌٣» و «هری پاتر و محفل ققنوس» رکورد بیشترین فروش هفتگی سینمای جهان را دراختیار دارند.

به گزارش خبرگزاری رویترز، «ترانسفورمرها ‌٢» با نقش‌آفرینی «مگان فاکس» و «شیا لبوف» در تمام ‌٥٨ کشوری که اکران دارد، در رتبه‌ اول فروش قرار گرفته است.  

 

  

این فیلم علمی-تخیلی در چین با فروش ‌٩/٢١ میلیون دلار، بیشترین استقبال را داشت و توانست رکورد بیشترین فروش هفتگی یک فیلم انگلیسی‌زبان را در این کشور به خود اختصاص دهد.

کره، استرالیا، روسیه، آلمان، مکزیک و فرانسه نیز بیشترین استقبال را از این فیلم داشتند. مجموع فروش جهانی این فیلم تنها پس از دو هفته اکران به ‌١٨٦ میلیون دلار رسیده است.

نزدیک‌ترین تعقیب‌کننده «ترانسفورمرها ‌٢» در جدول هفتگی سینمایی جهان. «رستگاری ترمیناتور» است که فروش ‌٣/١٠ میلیون دلار را از ‌٧٠ کشور به‌دست آورد تا به مجموع فروش جهانی ‌٢١٩ میلیون دلار برسد.  

منبع:ایسنا